خانه / اخبار مسکن / تحرکات جدید و تو و تازه جهت حبابی‌کردن نرخ مسکن

تحرکات جدید و تو و تازه جهت حبابی‌کردن نرخ مسکن

تحرکات جدید و تو و تازه جهت حبابی‌کردن نرخ مسکن

|تحرکات جدید و تو و تازه جهت حبابی‌کردن نرخ مسکن از خراسان مسکن|

سنگینی رکود و همچنین قفل‌شدگی بر بازار مسکن از سود کلان بورژوازی مستغلات چنان کاسته که اراده و تصمیم راسخ گرفته‌اند باز هم مانند تابستان سال شمسی ۹۱ وارد عمل شوند و همچنین تکانی به بازار دهند.

کمال اطهاری هشدار داد:

تحرکات جدید و تو و تازه جهت حبابی‌کردن نرخ مسکن

سنگینی رکود و همچنین قفل‌شدگی بر بازار مسکن از سود کلان بورژوازی مستغلات چنان کاسته که اراده و تصمیم راسخ گرفته‌اند باز هم مانند تابستان سال شمسی ۹۱ وارد عمل شوند و همچنین تکانی به بازار دهند.

 

 آن سخنی می باشد که کمال اطهاری، اقتصاددان، در گفت‌وگویی نسبت به آن هم هشدار می‌دهد و همچنین تأکید می‌کند: «ممکن می باشد امسال در تابستان یا از نیمه دوم بر اثر حضور بخشی از سرمایه‌های خارجی در شهرستان تهران، یک حباب مسکن از سوی رانت‌جویان شکل بگیرد و همچنین با وارد شدن پس‌اندازهای خارجی به ایران تحرکی کوتاه‌مدت را در قسمت و بخش مسکن شاهد باشیم». البته اطهاری مصر می باشد که آن اتفاق هم دیری نخواهد پایید و همچنین سرانجام بعد از سه تا چهار ماه رکود به بازار مسکن بازخواهد گشت.

به نقل از اقتصاد آنلاین به نقل از شرق ، او در بخشی دیگر از سخنان خود به همکاری بورژوازی مستغلات و همچنین شهرداری‌ها و همچنین بانک‌ها اشاره می‌کند که در پرتگاهی قرار گرفته‌ و همچنین سعی می‌کنند با تکیه بر هم، همدیگر را نگاه دارند. به گفته آن اقتصاددان، اقتصاد و همچنین جامعه ایران زیر پای بورژوازی مستغلات لِه شده می باشد. جذاب و جالب‌تر آنکه آن اقتصاددان در بررسی کردن‌های خود پای نظام بانکی را به میان می‌کشد که در شهری‌شدن رانت دست داشته می باشد. به گفته اطهاری، نظام بانکی از ابتدا خود نمی‌خواسته وارد می شود؛ ولی باید توجه داشت شریک جرم و جنایت شده می باشد و همچنین در نهایت خود نیز در تله فضایی رانت افتاده می باشد. او در روایت خود از چگونگی آن رخداد تأکید می‌کند، حکومت سازندگی به زور با انحلال نسنجیده بانک‌های تخصصی، بانک‌های تجاری و همچنین خصوصی را بنگاه‌دار کرد.

در چنین شرایطی سودی عاید بانک‌های تجاری که سپرده‌های شهروندان و مردم شهر در دستان آنان می باشد، نمی‌می شود و همچنین آن بانک‌ها مجبور شده‌اند به بنگاه‌داری روی آورند. او همچنین بر آن نقطه تأکید می‌کند که باوجودی‌که در اثر قفل‌شدگی اقتصاد مسکن، اکثر خانوارها قدرت خرید مسکن را ندارند، اکنون ٨٠٠ هزار واحد مسکونی خالی در کشور وجود دارد که تنها و فقط ٢٠٠ هزار واحد آن هم در منطقه ٢٢ تهران قرار گرفته که به دلیل متراژ بالا خریداری ندارد. می‌گوید: «آن منطقه مثل شهرستان ارواح با برج‌های ٢٠ طبقه می باشد که جهت تمام ارواح جهان جا دارد». اطهاری بر آن باور می باشد که به خاطر ناهم‌خوانی نرخ مسکن با دخل و درآمد خانوار و همچنین از‌دست‌رفتن قدرت خرید مسکن اکثریت جامعه، سالیان سال شمسی می باشد در تهران پاکسازی فرهنگی و اجتماعی صورت می‌گیرد. او با گفتن آنکه آن اشخاص از کلان‌شهرهایی مانند تهران با آن سیاست‌های غلط رانده شده‌اند، می‌گوید: «حدود ٣٠ قسمت و بخش از ساکنین سکونتگاه‌های غیررسمی پیرامون شهرستان تهران از تهران به آن منطقه ها و مناطق رفته‌اند و همچنین آنکه گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی به علت مهاجرت شهروندان و مردم شهر از روستا به اطراف تهران رخ داده می باشد، دیگر افسانه‌ می باشد. تهی‌دستان شهری خواهند بود که به پیرامون می‌روند».

‌ از سوی دولتی‌ها پیش‌بینی می‌می شود سال شمسی ٩۵ همراه با تحرک در بازار مسکن باشد. دیدگاه تو در آن باره چیست. آیا بازار مسکن از رکود خارج خواهد شد؟
آن هم‌روش که پیدا بود با تغییر حکومت، بازار مسکن از رکود خارج نمی‌شد که در اقتصاد مسکن به آن هم قفل‌شدگی گفته می‌می شود. آن قفل‌شدگی با ضرب ازدیاد سقف وام مسکن هم برطرف نخواهد شد و همچنین حتی ممکن می باشد ازدیاد سقف وام اثر قفل‌شدگی را تشدید کند. آن یک نوع ساده‌انگاری می باشد که در میان بعضی اقتصاددانان که در چارچوب حکومت یا شهرداری کار کرده‌اند، به‌صورت آگاهانه یا غیرآگاهانه وجود دارد. در واقع آن اقتصاددانان مثل شترمرغ سر خود را در شن فرو کرده‌اند. آن موضوع را نمی‌خواهند ببینند که اقتصاد خیلی زیاد پیچیده‌تر از به بازارسپاری دیدگاهی می باشد که بر حکومت هم حاکم می باشد. در واقع اقتصاد با دو نوع عقلانیت اداره می‌می شود و همچنین رشد پایدار دارد؛ عقلانیت بازار و همچنین عقلانیت برنامه جذاب و جالب و خوب. در ایران آن دو نوع عقلانیت وجود ندارد. در مقابل آن دو واژه، بازار ایدئولوژیک و همچنین برنامه جذاب و جالب و خوب ایدئولوژیک می باشد که هر دو بر اقتصاد ایران حاکم می باشد. برنامه جذاب و جالب و خوب ایدئولوژیک برنامه جذاب و جالب و خوب آمرانه‌ای می باشد که قواعد اقتصادی را در تخصیص منابع رعایت نمی‌کند، بازار ایدئولوژیک نیز در دوران ریگان و همچنین بوش حاکم بود که به بحران جهانی اقتصاد منتهی شد که هنوز نیز از آن هم خارج نشده‌ایم. در ایران ملغمه‌ای از آن دو بر اقتصاد حاکم می باشد. بازار ایدئولوژیک در ایران به آن شکل می باشد که حکومت دست خود را از همه چیز در اقتصاد می‌شوید و همچنین با ساده‌انگاری تصور می‌کند به‌ بازارسپاری زمین، انسان و همچنین… هم مجاز می باشد. برنامه جذاب و جالب و خوب ایدئولوژیک نیز در ایران خود را در قالب طرح‌هایی مانند مسکن مهر نشان می‌دهد که در خدمت پوپولیسم بود و همچنین آثار نامطلوبی بر اقتصاد ایران بر جای گذاشت. چنین ملغمه بنیان‌کنی، طبیعت را هم نابود می‌کند. سدسازی‌های غیرعقلانی و همچنین… نیز از زمره برنامه جذاب و جالب و خوب‌های ایدئولوژیک در خدمت منافع عده‌ای خاص بود. آن ملغمه در اقتصاد ایران بیشترین تأثیر را در قفل‌شدگی قسمت و بخش مسکن داشت.
‌ آن قفل‌شدگی در قسمت و بخش مسکن به چه معناست؟
به آن معنا که هیچ خانواری از جایی که هست نمی‌تواند تغییر مکان به ‌صورت مطلوب خود داشته باشد و همچنین هیچ خانوار جدیدی هم نمی‌تواند وارد بازار مسکن می شود. در ایران آن قفل‌شدگی چند وجه دارد. معمولا قفل‌شدگی در کشورهایی که آن واژگان از آنجا آمده می باشد، ناهمخوانی نرخ بهره بانکی و همچنین وام‌های رهنی با نوسان نرخ می باشد که موجب آن پدیده شده، ولی باید توجه داشت در ایران چندین عامل با یکدیگر موجب پدیده قفل‌شدگی شده‌اند و همچنین بایستی و حتما آنها را با یکدیگر بررسی کردن کرد. اکنون که تحریم‌ها برداشته شده و همچنین اهرمی جهت تحرک اقتصاد به وجود آمده می باشد بایستی و حتما سیاست جامعی جهت کل اقتصاد و همچنین به‌ویژه قسمت و بخش مسکن در نظر بگیریم. در قسمت و بخش مسکن نیز بایستی و حتما سیاستی را که بتواند از لحاظ یارانه‌ای با اقتصاد کلان هم‌افزا باشد در چارچوب یک سیاست فرهنگی و اجتماعی منسجم در نظر داشت. ولی باید توجه داشت درحال‌حاضر سیاست فرهنگی و اجتماعی به‌صورت یارانه که هم‌افزا با اقتصاد کلان باشد در کشور وجود ندارد. چنین سیاستی حتی در دستور کار وزارت خانه‌هایی مانند تعاون، کار و همچنین مسائل فرهنگی و اجتماعی نیز قرار ندارد.
‌ یعنی عملکرد آن قسمت و بخش‌ها در سیاست‌های یارانه‌ای ناهمخوان با اقتصاد کلان می باشد؟
اغلب هم در درون و همچنین هم در برون، آن سیاست‌ها با یکدیگر ناهمخوان خواهند بود. مجموعه و همچنین اراده‌ای جهت همخوانی سیاست‌های فرهنگی و اجتماعی یارانه‌ای با سیاست‌های اقتصاد کلان هم در نهاد مدیریت و همچنین برنامه جذاب و جالب و خوب‌ریزی کشور، وزارت تعاون، کار و همچنین مسائل فرهنگی و اجتماعی و همچنین هم در وزارت خانه‌های غیره ای که موضوعاتی شامل آموزش، بهداشت و همچنین مسکن را در دستور کار دارند، موردنیاز می باشد؛ آن اراده متأسفانه دیده نمی‌می شود. بعد از یکی، دو سمیناری که در باره سیاست فرهنگی و اجتماعی برگزار شد طبق معمول تبی که پدید آمده بود به لرز تغییر پیدا کردن شد و همچنین جلوه‌ای از آن هم بیرون نیامد. بخشی از آن ناهمخوانی از ناحیه افرادی درون حکومت می باشد که دچار بازار ایدئولوژیک و همچنین گاها برنامه جذاب و جالب و خوب ایدئولوژیک می باشد؛ بخشی از حکومت که می‌خواهد نهاد برنامه جذاب و جالب و خوب را هر مقدار و اندازه کوچک‌تر کند و همچنین آمایش سرزمین را کنار بگذارد. نمونه‌ای از آن نگاه را می‌قدرت در ورژن و نسخه اول برنامه جذاب و جالب و خوب ششم دیدن کرد.

آنجا که باز هم کارگران قربانی سرمایه‌دارانی شدند که به تا حال از آنها معجزه‌ای دیده نشده‌ می باشد. آن اتفاق دست‌شستن پیلات‌وار از اقتصاد و همچنین نوعی تقلیل اقتصاد به یک ایدئولوژی می باشد. بارها گفته‌ام در صورتی که آن به بازارسپاری جواب می‌داد، هر سال شمسی نوبل اقتصاد را به فردی که می‌تواند بازار را بهتر سامان دهد نمی‌دادند. ساماندهی بازار و همچنین انطباق آن هم با سیاست‌گذاری‌ها جزء وظایف همه حکومت‌هاست. در ادبیات موجود کشورهای توسعه‌یافته، به چنین دولتی، رقابتی یا حکومت کارساز یا آن هم حکومت آنتروپرونر گفته می‌می شود. ولی باید توجه داشت در ایران به حکومت مانند یک زائده نگریسته می‌می شود. آن واژگان از ادبیات دولتمردان ما حذف شده و همچنین در صورتی که کسی آن واژگان را به کار گیرد، متهم به سوسیالیست‌بودن می‌می شود. گویی سوسیالیست‌بودن مشکل دارد. درحالی‌که احزاب سوسیالیستی پرشماری در اروپا و همچنین آمریکای جنوبی وجود دارد، ولی باید توجه داشت در ایران مثل تهمت به کار گرفته می‌می شود. قبلا می‌گفتند اشتراکی و همچنین اکنون واژه سوسیالیست را به کار می‌گیرند. ولی باید توجه داشت درنهایت می‌خواهم بگویم نگاه ایدئولوژیک در آن حکومت هم آشکار می باشد. بایستی و حتما با آن نگاه مقابله کرد تا عقلانیت بازار و همچنین برنامه جذاب و جالب و خوب به حکومت بازگردد. زیرا و به درستی که بدون ترکیب آن دو، رشد پایدار اقتصادی و همچنین رونق در بازار مسکن رخ نخواهد داد.
‌ با شرایطی که اکنون در اقتصاد می‌بینید، می‌قدرت امیدوار به بازگشت رونق به قسمت و بخش مسکن بود؟ حتی در صورتی که کمی دور به نظر برسد… .
دلیل پهناور و بزرگ آنکه رونق نمی‌تواند به قسمت و بخش مسکن برگردد جهت آن می باشد که اقتصاد کلان‌شهرهای ما اقتصادی می باشد که شهری‌شدن رانت در آن هم رخ می‌دهد. نفت به شهرستان ها وارد می‌می شود و همچنین در ساختمان تبلور پیدا می‌کند. آن شیوه در حکومت‌های نهم و همچنین دهم تشدید شد. جلوه روشن آن هم، آن می باشد که در سال شمسی‌های ١٣٨۵ تا ١٣٩٠، به جمعیت شهرستان تهران ٣١٠ هزار فرد یا شخص اضافه شد و همچنین درست در همین مدت زمان ٣١٠ هزار از تعداد شاغلان تهران کاسته شد. آن امر نشان می‌دهد که شهرستان تهران از لحاظ اقتصادی شهری ورشکسته می باشد. آن شهرستان ورشکسته بازتولید رانت می‌کند. فضایی که بنا بود به اقتصاد دانش محور اختصاص پیدا کند، به مسکن اختصاص پیدا می‌کند. شهرستان مسدودی که فضای شهری آن هم، رانت مسکن را تولید و همچنین بازتولید می‌کند. آن مسکن هم به هیچ‌وجه جهت اکثریت جامعه به کار گرفته نمی‌می شود. درحالی‌که چیزی حدود ۶٠ تا ٨٠ قسمت و بخش معاملات مسکن در شهرستان تهران واحدهای مسکونی زیر ٨٠ مترمربع بوده ، متوسط زیربنای واحدهای مسکونی در تهران در دهه اخیر بین ١٣٠ تا ١۴٠ مترمربع بوده می باشد. آن فرایند باعث شده در یک برآورد حداقلی، حدود ٨٠٠ هزار واحد مسکونی در شهرستان تهران به‌صورت پایان‌یافته یا نیمه‌تمام، خالی باشد. آن مازاد مسکن با آن متراژ جهت اکثر شهروندان و مردم شهر قابل‌درک نیست.

شعار طرح جامع تهران تصویب شده و مصوب قانون ١٣٨۶ تهران، شهری دانش‌پایه، هوشمند و همچنین جهانی بود. از آن سه شعار تنها هوشمندی تهران مشهود می باشد که از زمان مشروطه باقی مانده ولی باید توجه داشت باره‌های دیگر آن هم فراهم نشده می باشد. کلان‌شهرهای ما دچار یک تله فضایی شده‌اند که در آن هم به جای آنکه بالندگی اقتصادی به وجود ‌آید، رانت بازتولید می‌می شود. استان مازندران هم دچار تله فضایی شده می باشد. سالانه حدود ٢٠ ‌میلیون گردشگر وارد آن استان می‌شوند ولی باید توجه داشت رشد آن هم از رشد طبیعی پایین‌تر می باشد و همچنین بیشترین بی‌کاری را در بین استان‌های کشور دارد. آن یک تله فضایی می باشد که بورژوازی مستغلات دریا، ساحل، کوه و همچنین زمین را در آن استان می‌بلعد ولی باید توجه داشت بی‌کاری گسترده‌ای جهت شهروندان و مردم شهر آن استان وجود دارد. در کلان‌شهرستان ها، شهری‌شدن رانت به حساب می‌آید و همچنین در استان‌هایی زیرا و به درستی که مازندران، منطقه‌ای‌شدن رانت مطرح می‌می شود. از آن اقتصاد که منابع خود را به‌ویژه در حکومت‌های نهم و همچنین دهم بر باد داده، دیگر نمی‌قدرت توقع رونق داشت. وام ٨٠‌ میلیونی را هم تغییر پیدا کردن به وام ١۶٠‌ میلیونی‌ کردن اهرمی جهت رونق به قسمت و بخش مسکن نیست. گویا اشخاص ساده‌انگاری تحت فشار نظام بانکی دست به آن کار زده‌اند.
‌ آیا نظام بانکی در شهری‌شدن رانت نقش داشته می باشد؟
نظام بانکی در شهری‌شدن رانت دست داشته می باشد. البته از ابتدا خود نمی‌خواسته وارد می شود ولی باید توجه داشت شریک جرم و جنایت شده و همچنین درنهایت خود نیز در آن تله افتاده می باشد. بعضی در یک ساده‌انگاری تصور می‌کنند در ایران تفوق قسمت و بخش اقتصادی و مالی وجود دارد ولی باید توجه داشت چنین نیست.

در ایران کژکارکردی قسمت و بخش اقتصادی و مالی به وجود آمده می باشد. هنگام و زمانی که قسمت و بخش اقتصادی و مالی در کشورهایی مانند آمریکا تفوق پیدا می‌کند، به آن علت می باشد که شرکت‌های چندملیتی در شهرستان ها و همچنین منطقه ها و مناطق آزاد آن هم سرمایه‌گذاری می‌کنند و همچنین سودهای آن سرمایه‌گذاری‌ها بازمی‌گردد و همچنین انباشت عظیم سرمایه به وجود می‌آید که مجبور خواهند بود با آن هم بازی کنند. در واقع از ارزش اضافی تولیدشده در سراسر جهان که به کشورهای مرکزی سرازیر می‌می شود، قسمت و بخش اقتصادی و مالی قوی‌ای ساخته یا ایجاد می‌می شود که سعی می‌کند آن تفوق را به جهان هم تزریق کند. ولی باید توجه داشت در ایران قسمت و بخش اقتصادی و مالی از ارزش اضافی تولید صنعتی و همچنین صادرات فربه نشده می باشد. قسمت و بخش اقتصادی و مالی ایران از تولید رانت پدید آمده می باشد. تعجیل حکومت سازندگی در انحلال بانک‌های تخصصی در عین مستلزم و نیاز حکومت توسعه به آن نوع بانک‌ها و همچنین تغییر پیدا کردن‌شدن آن حکومت به حکومت تعدیل، باعث شد از آنجایی‌که جهت توسعه و همچنین سازندگی به بانک‌های تخصصی مستلزم و نیاز داشت ولی باید توجه داشت آن بانک‌ها را پیش‌تر منحل کرده بود، به سیستم بانکی بدهکار می شود؛ سیستم بانکی که در آن هم بانک‌های تجاری در حال رشد بودند و همچنین قسمت و بخش خصوصی هم اقدام به راه‌اندازی بانک کرده بود. جذاب و جالب می باشد آن را بگویم یک ضرب‌المثل آمریکایی می‌گوید، در صورتی که می‌خواهی بانک بزنی، بانک بزن و همچنین در ایران نیز چنین شد. در شرایطی که بانک‌های تخصصی حضور نداشتند، بانک‌های تجاری و همچنین خصوصی مجبور شدند در نقش بانک‌های تخصصی ظاهر شوند و همچنین به قسمت و بخش‌های راهسازی، سدسازی و همچنین… وارد شوند. در چنین شرایطی سودی عاید بانک‌های تجاری که سپرده‌های شهروندان و مردم شهر در دستان آنها می باشد نمی‌می شود و همچنین مجبور خواهند بود به بنگاه‌داری روی آورند. بخشی از آن بنگاه‌داری بانک‌ها، اتوبان‌داری می باشد و همچنین بخشی هم وارد قسمت و بخش مسکن و همچنین مال‌سازی می‌می شود. در واقع حکومت سازندگی به‌زور با انحلال نسنجیده بانک‌های تخصصی، بانک‌های تجاری و همچنین خصوصی را بنگاه‌دار کرد. آن بانک‌ها هنگام و زمانی که می‌بینند در قسمت و بخش مسکن، سود سالانه صددرصد می باشد و همچنین حکومت هم به مقدار و اندازه و میزان بسیاری به آنها بدهکار می باشد مشخص می باشد که آن قسمت و بخش را انتخاب می‌کنند. در واقع مازاد قسمت و بخش اقتصادی و مالی ناشی از ارزش‌افزوده نیست. در پس نتیجه آن می شود که آن اتفاقات نظام بانکی ایران وارد جریان بازتولید رانت شد. آن ساده‌انگاری بعضی تحلیل‌هاست که با گرته‌برداری از کشورهای پیشرفته می‌گویند در آمریکا نظام اقتصادی و مالی نئولیبرالیسم حکم‌فرماست پس ما نیز بایستی و حتما چنین شویم! در حالی که سیستم اقتصادی آمریکا نئولیبرالیسمی می باشد که در مرحله پساصنعتی ساخته یا ایجاد شده می باشد و همچنین ربطی به ایران که هنوز صنعتی نشده می باشد، ندارد.

نئولیبرالیسم در یک جامعه مدنی قوی به وجود می‌آید. در ایران چنین جامعه‌ای پدید نیامده می باشد. آن تحلیل‌های نادرست سبب می‌می شود جهت‌گیری‌های نادرستی را جهت ساماندهی اقتصاد کشور در پیش گیریم و همچنین نتوانیم آلترناتیو‌های شایسته‌ای جهت رشد اقتصادی کشور داشته باشیم. اشتباه غیره ای که رخ داد آن بود که در سال شمسی ١٣۶٨ قوانین و قانونی به تصویب می‌رسد که خلاف قوانین و قانونی می باشد که در سال شمسی‌های ۶١ و همچنین ۶٢ شهرداری به تصویب رسیده بود. بنا بر آن قانون مقرر بود شهرستان‌داری‌ها برنامه جذاب و جالب و خوب دخل و درآمد پایدار داشته باشند و همچنین از ارزش‌افزوده فعالیت‌های ساختمانی در شهرستان بهره بری و استفاده کنند. از سال شمسی ١٣۶٨ بدون آنکه برنامه جذاب و جالب و خوب‌ای جهت دخل و درآمد پایدار ساخته یا ایجاد می شود، شهرداری‌ها به رانت تولید قسمت و بخش ساختمان وابسته شدند. ارزش‌افزوده قسمت و بخش ساختمان در تهران چیزی حدود هفت قسمت و بخش ارزش ساختمان‌های تولیدشده در آن شهرستان می باشد. از آن ارزش‌افزوده هفت‌درصدی، ٨٠ قسمت و بخش دخل و درآمد شهرداری به‌صورت رانت زمین و همچنین تراکم‌فروشی بیرون آمده می باشد. در واقع شهرداری‌ها وارد فروش حقوق عمومی به صورت رانت شدند که به گفته حقوق‌دانانی زیرا و به درستی که آقای کاشانی، مبیع و همچنین قابل‌معامله نیست. شهرداری شروع به فروش فضاهای عمومی می‌کند. فاجعه پهناور و بزرگ شهرستان تهران چنین می باشد که مقدار و اندازه و میزان واحدهای مسکونی در پروانه‌های صادرشده، جمعیت تهران را به‌زودی به ١٢‌ میلیون فرد یا شخص می‌رساند.

آن در حالی بود که ظرفیت زیست‌محیطی تهران جهت آنکه درعین‌حال دانش‌پایه، هوشمند و همچنین جهانی نیز می شود، ٨,۵ میلیون فرد یا شخص بود. در صورتی که آخرین ظرفیت تهران که به فشار حکومت و همچنین شهرداری در طرح جامع در نظر گرفته شد، ٩.١‌ میلیون فرد یا شخص بود. جذاب و جالب آنکه در حکومت نهم، ریاست حکومت وقت فشار آورد و همچنین در متن طرح جامع به بهانه رونق‌بخشیدن به قسمت و بخش مسکن، ظرفیت آن کلان‌شهرستان را ١٠.۵‌ میلیون در نظر گرفت ولی باید توجه داشت با دست‌بردن در طرح تفصیلی به کمک ریاست حکومت قبل، تغییراتی را در طرح تفصیلی و همچنین طرح جامع تهران به وجود آوردند که با برنامه جذاب و جالب و خوب‌هایی که به تا حال در نظر گرفتند، جمعیت تهران را نه‌تنها به ١٠.۵‌ میلیون فرد یا شخص اسمی در طرح بلکه به ١٢‌ میلیون فرد یا شخص می‌رساند؛ یعنی توقف کامل آن شهرستان. شهری که مسکن آن هم جهت اکثریت جامعه نیست، شهری که در طول سال شمسی‌های ٨۵ تا ٩٠، ٣١٠ هزار کارو بار یا کسب و کار یا همان شغل از دست داده، شهری که سالانه ٢٠ میلیارد دلار ارزبری دارد ولی باید توجه داشت صادرات آن هم ١.۵ میلیارد دلار می باشد، مشخص می باشد که یک تله می باشد. آن یعنی کنارگذاشتگی جامعه. اخیرا تظاهراتی در شهرستان لندن جهت افزایش اجاره‌بهای مسکن فرهنگی و اجتماعی اتفاق افتاد. در آن تظاهرات، تظاهرات‌کنندگان می‌گفتند حکومت می‌خواهد پاکسازی شهروندی کند و همچنین ‌کم‌درآمدها و همچنین متوسط‌درآمدها را از لندن براند. با آن اوصاف سالیان سال شمسی می باشد در تهران پاکسازی فرهنگی و اجتماعی صورت می‌گیرد.
‌ آن پاکسازی که در تهران و همچنین کلان‌شهرهای کشور رخ می‌دهد، چه پیامدی دارد؟
قاعدتا شهروندان و مردم شهر به آن پاکسازی فرهنگی و اجتماعی واکنش نشان خواهند داد. زیرا و به درستی که اکثریت جامعه شامل طبقه متوسط می‌داند در تله فضایی فقر قرار گرفته می باشد. آن هوشمندی پهناور و بزرگ و همچنین تاریخی شهروندان و مردم شهر ایران می باشد که واکنش خود را خیلی زیاد عقلانی نسبت به عدم عقلانیت ایدئولوژی بازار و همچنین برنامه جذاب و جالب و خوب نشان می‌دهد. هر جامعه‌ای جز جامعه ایران بود نسبت به آن نوع مدیریت مجنون می‌شد.
‌ جامعه آن هوشمندی خود را چگونه نشان می‌دهد؟
جامعه با هوشمندی در انتخابات شرکت می‌کند که ضرر را کمتر کند. ولی باید توجه داشت آن روند تا مدتی می‌تواند ادامه داشته باشد. هنگام و زمانی که دولتی مانند حکومت قبل تأکید می‌کند که نیت و اراده دارد جمعیت تهران را کاهش دهد ولی باید توجه داشت خود در طرح جامع به بهانه رونق‌بخشی به قسمت و بخش مسکن، ظرفیت تهران را به ١٠,۵ میلیون فرد یا شخص افزایش می‌دهد، به آن معناست که بنا دارند شهروندان و مردم شهر را فدای قسمت و بخش مسکن و همچنین فضای رانت‌جو کند. شهرستان تهران عصاره‌ای از شهروندان و مردم شهر ایران می باشد و همچنین در صورتی که کسی به شهروندان و مردم شهر آن شهرستان توهین کند، گویی به تمام ملت ایران توهین کرده می باشد. جهت همین شهروندان و مردم شهر تهران به کسی که نفعش اکثرا و بیشتر می باشد رأی دادند و همچنین در انتخابات اخیر مجلس نیز آن هوشمندی را در عملکرد شهروندان و مردم شهر تهران دیدیم. چنین شهری که دچار تله فضایی فقر می باشد را با تغییر پیدا کردن وام ٨٠‌میلیونی به ١۶٠ ‌میلیون نمی‌توانیم از تله بیرون آوریم.

آن طناب پوسیده و همچنین کهنه می باشد و همچنین تنها و فقط افرادی که تجاهل می‌کنند آن تصور را دارند که می‌قدرت با چنین اقدامی رونق را به قسمت و بخش مسکن بازگرداند. متأسفانه اقتصادی و مالی‌چی‌ها کم‌کم ارتباط خود را با واقعیت از دست می‌دهند و همچنین در دنیای مجازی خود قمازبازی می‌کنند. آن‌ اقتصادی و مالی‌چی‌های رانتی ایران چنین اقداماتی را در دستور کار قرار می‌دهند، درحالی‌که از وام ٨٠ میلیون تومانی نیز استقبال نشد. گویا متوجه نیستند واحد مسکونی متوسط ١٣٠متری را نمی‌قدرت با آن مقدار و اندازه و میزان وام خرید. تنها دو دهک بالای جامعه خواهند بود که می‌توانند بازپرداخت بین دو تا ٢.۵‌ میلیون تومانی در ماه بپردازند که آنها نیز به آن مسکن‌ها نیازی ندارند. بین ٨۵ تا ٩٠، شاغلان در خانوار در منطقه ها و مناطق شمالی تهران اکثرا و بیشتر و همچنین در منطقه ها و مناطق جنوبی تهران کمتر شده می باشد. تعداد شاغل در خانوار دو، سه دهک بالا ٢.١ می باشد، در صورتی که در دهک‌های پایین ارتباط و رابطه‌ای مستقیم بین اشتغال و همچنین دخل و درآمد وجود دارد. در دهک‌های پایین‌تر حدود ٠.٨ شاغل در خانوار وجود دارد. در واقع یک فرد یا شخص به‌روش متوسط دخل و درآمد خانوار را بر دوش می‌کشد. در شرایطی که تنها در مدت زمان پنج سال شمسی بین سال شمسی‌های ٨۵ تا ٩٠، ٣١٠ هزار کارو بار یا کسب و کار یا همان شغل از دست رفت که در سال شمسی‌های اخیر با ورشکستگی بسیاری از کارخانه‌ها قطعا افزایش نیز داشته، اشخاص نمی‌توانند کاری داشته باشند که حالا اقساط آن مسکن‌ها را بپردازند. یکی از دلایل قفل‌شدگی نیز همین می باشد. در صورتی که آن امکان وجود داشت که خانوارها بتوانند به سر کار بروند و همچنین سنگینی اقساط را با کار اکثرا و بیشتر بپوشانند، شاید می‌توانستیم به افزایش سقف وام‌های مسکن امید داشته باشیم ولی باید توجه داشت آن امکان وجود ندارد.

حدود ٣٠ قسمت و بخش از ساکنین سکونتگاه‌های غیررسمی پیرامون شهرستان تهران از تهران به آن منطقه ها و مناطق رفته‌اند و همچنین آنکه گسترش سکونتگاه‌های غیررسمی به علت مهاجرت شهروندان و مردم شهر از روستا به اطراف تهران رخ داده ، دیگر افسانه‌ می باشد. تهی‌دستان شهری خواهند بود که به پیرامون می‌روند. پس‌انداز ملی نیز روند کاهشی پیدا کرده می باشد. یکی از تحقیقات انجام‌شده در دانشگاه‌های متنوع و گوناگون و مختلف ایران نشان می‌دهد یک قسمت و بخش افزایش تورم، ١.۵ قسمت و بخش پس‌انداز خانوار را کاهش می‌دهد. اثر کاهش دخل و درآمد ملی حتی اکثرا و بیشتر می باشد. یعنی با هر یک قسمت و بخش کاهش دخل و درآمد ملی، حدود دو قسمت و بخش پس‌انداز خانوار کاهش یابد. ما در آن سال شمسی‌ها هم با تورم و همچنین هم با کاهش دخل و درآمد ملی روبه‌رو بودیم. در سال شمسی‌های بین ٨۵ تا ٩١ همین‌روش کالاهای بادوام مصرفی خانوار، به نرخ ثابت نصف شده ولی باید توجه داشت در مقابل تعداد منزل و خانه‌های خالی دو برابر شده می باشد. در آن شرایط سخن‌گفتن از افزایش سقف تسهیلات مسکن شوخی با ملت می باشد. در فرانسه به منزل و خانه‌اولی‌ها نه‌تنها وام ارزان سه تا چهار درصدی می‌دهند بلکه وامی بدون بهره نیز می‌پردازند. آن‌روش نیست که مثل ایران تنها یک قسمت و بخش نرخ بهره را کاهش دهند و همچنین ١٣ قسمت و بخش سود جهت بانک‌ها در نظر بگیرند. آن‌گونه می باشد که در طول یک سال شمسی حدود ٣١ قسمت و بخش معاملات مسکن شهرستان تهران کاهش می‌‌یابد. آن قصه‌ای می باشد که ١٠ سال شمسی می باشد در کشور ادامه دارد و همچنین تنها با نوساناتی از سوی سیستم بانکی همراه بوده می باشد. مثلا در منطقه ٢٢ شهرستان تهران، مسکن می‌سازیم که همچنان خالی می باشد و همچنین حتی یک مدرسه نیز در آنجا وجود ندارد. جذاب و جالب آنکه دو مدرسه‌ای که در آن منطقه بوده می باشد تخریب شده و همچنین در آن هم مسکن ساخته شده می باشد.

درحال‌حاضر حدود ٢٠٠ هزار واحد مسکونی در آن منطقه خالی می باشد. آن منطقه مثل شهرستان ارواح با برج‌های ٢٠طبقه می باشد که فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنم جهت تمام ارواح جهان جا دارد. اثر قفل‌شدگی در قسمت و بخش مسکن آن هم‌قدر گسترده‌ می باشد که به‌نوعی ما در حال حاضر گشایش‌های جدیدی در ادبیات قفل‌شدگی در قسمت و بخش مسکن در سطح جهان داریم. جذاب و جالب آنکه با آن درجه اهمیت، هیچ مطالعه‌ای در آن باره در سطح تئوری نیز انجام نشده می باشد. رانت، زور می‌خواهد؛ عقلانیت نمی‌خواهد. رانت یعنی حضور زور در اقتصاد. جهت همین هم بورژوازی مستغلات رانت‌جوی کشور هیچ توسعه‌ای حتی در رشته اقتصاد مسکن و همچنین شهری ساخته یا ایجاد نمی‌کند و همچنین به خود زحمت نمی‌دهد از سودهای کلانی که سالانه به ٢٠‌ میلیارد تومان نیز رسیده، اندکی در بررسی و همچنین توسعه صرف کند. واقعیت آن می باشد که قسمت و بخش مسکن اسیر بورژوازی مستغلات رانت‌جویی می باشد که کل سیستم اقتصاد، دستشان به آن هم آلوده می باشد. تا زمانی که قسمت و بخش مسکن از دست بورژوازی مستغلات رها نشود و همچنین از تله فضایی رانت بیرون نیاید، نه اقتصاد مقاومتی شکل می‌گیرد و همچنین نه اقتصاد مسکن از رکود بیرون خواهد آمد.
‌ در آن صورت نباید امیدوار به خروج از رکود قسمت و بخش مسکن بود. فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنید چقدر تا خروج از رکود مسکن باقی مانده؟
نه، نباید امیدوار بود. جهت پیاده‌کردن یک برنامه جذاب و جالب و خوب فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنم به یک دوره دوساله مستلزم و نیاز می باشد. ممکن می باشد امسال در اثر حضور بخشی از سرمایه‌های خارجی در شهرستان تهران، یک حباب مسکن از سوی رانت‌جویان شکل بگیرد مانند تابستان سال شمسی ٩١ که چنین اقدامی کردند ولی باید توجه داشت ثبات نیافت. به نظر من امسال نیز چنین می‌کنند که بگویند بازار مسکن تکان خورده می باشد، ولی باید توجه داشت آن ماشین را هر چقدر هل بدهند، باز هم خراب می باشد و همچنین دوباره به حالت قبلی خود برمی‌گردد. احتمالا پس‌اندازهای خارجی به ایران می‌آید و همچنین تحرک کوتاه‌مدتی را در قسمت و بخش مسکن شاهد خواهیم بود.
‌ فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنید کی شاهد آن تحرک باشیم؟
فکر کردن و اندیشیدن کردن و اندیشیدن می‌کنم از نیمه دوم یا در تابستان چنین اتفاقی بیفتد ولی باید توجه داشت موقت خواهد بود.
‌ چه مدت طول می‌‌کشد؟
می‌تواند سه تا چهار ماه به طول بینجامد.
‌ آن تحرک موقت موجب افزایش نرخ‌ مسکن هم می‌می شود؟
تقاضای مؤثری جهت افزایش نرخ‌ها وجود ندارد ولی باید توجه داشت بورژوازی مستغلات نرخ‌ها را حباب‌گونه بالا می‌برد که نشان دهد تحرکی ساخته یا ایجاد شده می باشد. در واقع تا زمانی‌که قفل‌شدگی قسمت و بخش مسکن به پایان نرسد و همچنین امیدی جهت افزایش نرخ وجود نداشته باشد، کسی وارد بازار مسکن نمی‌می شود و همچنین دارایی خود را به قسمت و بخش مسکن منتقل نمی‌کند. چراکه مسکن با متراژ ١٣٠متری جهت اکثریت جامعه ارزش مصرفی ندارد و همچنین اکثرا و بیشتر ارزش دارایی دارد. آن می باشد که در صورتی که افزایش قیمتی وجود نداشته باشد، کسی وارد آن بازار نمی‌می شود و همچنین پس‌انداز خود را منتقل نمی‌کند. بنابراین سعی می‌کنند افزایش نرخ هرچند غیرواقعی ساخته یا ایجاد کنند تا بخشی از اشخاص با دیدن افزایش نرخ، دارایی خود را از نظام بانکی خارج کنند و همچنین به قسمت و بخش مسکن بیاورند، ولی باید توجه داشت شهروندان و مردم شهر چندان خام نیستند.

مقدار و اندازه و میزان مازاد در قسمت و بخش مسکن، چه در مسکن مهر و همچنین چه در قسمت و بخش‌های دیگر آن هم‌قدر عیان می باشد و همچنین نرخ‌ها مدت‌هاست که ثابت مانده، که شهروندان و مردم شهر به‌سادگی آن افزایش نرخ را باور نمی‌کنند. بنابراین افزایش نرخ به‌صورت دخالت بیرونی بورژوازی مستغلات و همچنین بانک‌های مربوطه که اکثر بانک‌ها حتی بانک‌های دولتی را در برمی‌گیرد، رخ می‌دهد، زیرا بورژوازی مستغلات و همچنین شهرداری‌ها و همچنین بانک‌ها در پرتگاهی قرار گرفته‌اند که سعی می‌کنند با تکیه به هم، همدیگر را نگاه دارند. اقتصاد و همچنین جامعه ایران زیر پای بورژوازی مستغلات له شده می باشد. تبعیض‌گذاری و همچنین پاکسازی شهروندی که به دست آن تیم در شهرداری‌ها و همچنین حکومت‌ها به‌ویژه در حکومت‌های نهم و همچنین دهم انجام شده، فاجعه پهناور و بزرگ ملی می باشد که تنها با توسعه اقتصاد دانش‌بنیان و همچنین با کنارزدن بورژوازی مستغلات از حیات شهری و همچنین سیستم بانکی می باشد که می‌قدرت قسمت و بخش مسکن را وارد رونق پایدار کرد. تنها و فقط زمانی‌که بورژوازی مستغلات پیشرو و همچنین رقابتی را جایگزین بورژوازی مستغلات رانت‌جو کردیم، قسمت و بخش مسکن به رونق بازمی‌گردد. هشدار می‌دهم که نباید به نغمه‌های نادرستی که در ارتباط و رابطه با رونق قسمت و بخش مسکن شنیده می‌می شود دلخوش کرد و همچنین در کنار آن هم سیستم بانکی بایستی و حتما درحالی‌که قسمت و بخش‌های مولد اقتصاد جهت اندکی نقدینگی با آن حد دچار مضیقه خواهند بود، از آنکه منابع خود را به طرف قسمت و بخش مسکن سوق دهد دست بردارد، زیرا آن کار تنها و فقط باتلاق اقتصاد ایران را گسترده‌تر و همچنین عمیق‌تر می‌کند.

 

ارسال به فیسبوک
ارسال به لینکداین
ارسال به توییتر


تحرکات جدید و تو و تازه جهت حبابی‌کردن نرخ مسکن در تاریخ ۲ April 2016 | 3:00 am نشر یافته شده شده می باشد

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

2433178

محرومیت مردم از لحاظ مسکن در خراسان

محرومیت مردم از لحاظ مسکن در خراسان زن روستایی با لبخندی می‌گوید «خوب شد زلزله …